شاهدخت سرزمین ابدیت
به من نگاه کن نگاهی اندازه ی وسعت اب نه با منت نه از سر ترحم من از تو نگاهی از جنس شقایق خواهم من از تو اوای عاشقانه ی بهاری خواهم نگاهم کن نه نگاهی گذرا از سر دوستی که خواهی پس از چند لحظه روی من از تو نگاهی از سر کمک خواهم ببین قلب خونینم را ببین بلور دل غمگینم را که از دست کودکی که ندانست قدر ان را چه عاجزانه بر زمین می افتد هر چند قصه ی عشق که شنیدی به من سر بزن و نگاهم کن تا شاید به رسم نگاه های پروانه ای تو من در این انتظار پوچ نپوسم من از این پشت برایت خواندم تو چه خواهی خوانی برای قلب محروم من نگاهم کم مال خودمه
نوشته شده در ٢٤ تیر ۱۳۸٦ساعت
۱:٤٩ ق.ظ توسط سارا نظرات () |

